گمشده
چهارشنبه 91 اردیبهشت 20 :: 10:37 صبح :: نویسنده : گمنام
ممکن نیست کسی به جستجوی حقیقی آن حضرت برآید و منتظرانه در راه مورد رضایت او قدم بردارد و سرانجام به همه مقصود خویش یا مقداری از آن دست نیابد.
ما منتظر تو نیستیم آقاجان. امـا هـمه انتـظار داریـم از تـو سید کریم پینه دوز در گوشه ای از بازار تهران به پینه دوزی و پاره دوزی مشغول بود و از این را امرار معاش می کرد. نامش کریم و شهرتش محمودی و چون از سادات بود، او را سید کریم می گفتند. بزرگمردی که از راه توسلات مدام در هر صبح و شام به ساحت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به مقامی بار یافته بود که امام زمان (عج) به طور هفتگی برای او وعده دیدار، قرار داده بود. امام زمان روحی فداه به مغازه او تشریف آورده بود و در کنار سید کریم نشسته بود. سید کریم نیز در حالی که در حل گفت و گو با آن حضرت بود. در حین گفت و گو حضرت به او فرمودند:«سید کریم! آیا کفش مرا هم تعمیر می کنی؟» و او بلافاصله از روی صداقت گفته بود:« آقاجان! با کمال منت به چشم! اما چون قول داده ام، ابتدا باید این کفش را بدوزم» دقایقی دیگر حضرت فرمودند: « آیا کفش ما را هم می دوزی؟» و سید بلافاصله گفت: منت دارم! اما پس از این کفش. بار دیگر حضرت تقاضای خود را تکرار فرمودند و سید کریم دیگر طاقت نیاورده بود. برخاسته بود و مولا را در آغوش گرفته و پیشانی اش را بوسیده و گفت بود: من غلام و نوکر و خاک پای شمایم، این همه مرا امتحان نکنید! اگر یکبار دیگر تقاضای خود را بفرمایید و مرا شرمنده خود کنید، من هم مردم کوچه و بازار را خبردار می کنم که شما در مغازه من هستید. و آنگاه حضرت او را دلداری داده و عمل او را در تعهد به قول و پیمان، تایید فرمودند. پی نوشت: - به نقل از حضرت استاد شیخ کاظم صدیقی.
موضوع مطلب : آخرین مطالب آرشیو وبلاگ پیوندها صفحات وبلاگ آمار وبلاگ بازدید امروز: 26
بازدید دیروز: 5
کل بازدیدها: 121367
|
|