گمشده
دوشنبه 91 اردیبهشت 25 :: 6:28 عصر ::  نویسنده : گمنام

به چشمانت که خیره میشوم،

برق چشمانت راهنمای راهم میشوند و اوج را نشانم می دهند.

انگار همیشه

بدون اینکه در شیار های ذهنم باشی،مرا زیر نظر داری!

چند وقتی می شد که سرم تا ته در کیسه دنیا بود

و تو و همسنگری هایت کمرنگ شده بودید در یادم.!

تا اینکه امروز

بعد از بغض آسمان

و بارش اشک هایش

دل من لرزید

لرزید از این نگاه قاب گرفته!

لرزید و مثل آسمان شروع به شیون و زاری کرد

آنقدر زیاد

که بی رمق شد.

حال دوباره آرام گرفته و زل زده است به آسمان!

هوایی شده دوباره این دل!

هوایی تو ...

هوایی سنگر ها...

هوایی طلاییه...

هوایی....

هوایی آقا....

.

رنگین کمان هم در آمده است اما..

هوای این دل هنوز بارانیست

.

باز هم این جمعه در پیش هست

.

و انتظار هنوز ادامه دارد.

.

آخر درد این دل من به که گویم؟

 




موضوع مطلب :

آرشیو وبلاگ
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات وبلاگ
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 24
بازدید دیروز: 5
کل بازدیدها: 121365



>